
پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟ گفت: عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند
.
.
.
و فراموش کرد
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود: به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای در آورد ...!
وبلاگ شخصی رضا غلامی فارسانی...
ما را در سایت وبلاگ شخصی رضا غلامی فارسانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 251