خرید بک لینک

درقصر با شکوه گمان

در ازدحام هزار نقش عصیان

میان هجمه نواهای ناکوک هراسان

و استمرار ثانیه های بی زمان

در دل کویر بی التیام عریان

با شکاف دره های ظلم جوشان

هجوم عقرب های بدذات نهان

که سرخی نیش سوزان

عیان است بر آدمیان

پیکر گوژپشت خویش را

شتابان ، سرگردان ، گمراهان

می کشانم همی مدام

چو موری به فکر امان

از گزند رعب ماران

می گریزم بی پناه خرامان

_ شاید _

در این چرخه نابودی

دستانی سپید و نورانی

دراز شد سویم اشتباهی

من در پی رهایی

گریختم از زندان بی نوایی

-

قسم به نور

که در آن هنگام عبور

بر خواهم گشت روزی

می سرایم شعری

ز رقص برگ زردی

ز سوز نرم برفی

ز بزم مست ابری

-

قسم به نور

بر خواهم گشت روزی

بر خواهم گشت

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:25 توسط رضا غلامی |

برچسب: برخواهم,گشت,روزی,زودی,زوود, نویسنده: آناهیتا رفیعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:13

صفحه بندی